🛰️ ایران بین دو استعمار؛ چرا حاکمیت دیجیتال به مهرههای روسیه، چین و آمریکا سپرده شده است؟

خبر آمد که روسیه و چین شبکه پوششی کپی از استارلینک را راهاندازی میکنند. پروژه «راسوت» قرار است بهعنوان جایگزین استارلینک عمل کند و تا پایان ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ عملیاتی شود. اما چرا…
خبر آمد که روسیه و چین شبکه پوششی کپی از استارلینک را راهاندازی میکنند. پروژه «راسوت» قرار است بهعنوان جایگزین استارلینک عمل کند و تا پایان ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ عملیاتی شود. اما چرا ایران از این خبر خوشحال شد؟ پاسخ در یک تناقض راهبردی نهفته است: ایران سالهاست سقف توسعه زیرساختهای نوین ارتباطات را «به کفش متصل کرده» و حجم وسیعی از مردم امکان دریافت این نو ارتباطات را ندارند. سیم مسی منسوخ شده، فیبر نوری برای حاکمیت نمیصرفد و مردم هم توان خرید این بسترها را ندارند. عدم سرمایهگذاری حکومت بدین معنی است که ایران منتظر چنین رویدادی بود. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا حاکمیت دیجیتال ایران به مهرههای استعمار روسیه، چین و آمریکا سپرده شده است؟ و چرا این مهرهها — که قدرت مالی بینهایتی دارند و خودشان یک دولت مخفی هستند — مانع از استقلال ایران در اکثر حوزهها شدهاند؟
📡 راسوت؛ کپی روسی-چینی استارلینک و بازی جدید استعمار
پروژه «راسوت» که با همکاری چین توسعه مییابد، یک شبکه ماهوارهای در مدار پایین زمین است که هدف آن ارائه اینترنت پرسرعت و پوشش گسترده است. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، از ترامپ خواسته است که تحریمهایی علیه شرکتهای روسی و چینی مشارکتکننده در این پروژه اعمال کند، زیرا به گفته او این شبکه میتواند دقت حملات هوایی روسیه را افزایش دهد.
اما چرا ایران از این خبر خوشحال شد؟ برای پاسخ، باید به ساختار زیرساخت ارتباطی ایران نگاه کرد. ایران در سالهای اخیر با محدودیتهای گسترده اینترنتی مواجه بوده و سیاستهای مسدودسازی نهتنها امنیت را تأمین نکرده، بلکه کاربران را به سمت استفاده از اینترنتهای ماهوارهای مانند استارلینک سوق داده است. وزیر ارتباطات ایران هشدار داده که ادامه این روند باعث «کوچ مردم به اینترنت ماهوارهای» میشود و «حاکمیت سایبری بهطور کامل از دست میرود».
در همین راستا، ایران مذاکراتی با چین و روسیه برای دستیابی به اینترنت ماهوارهای انجام داده است. عضو شورای عالی فضایی ایران اعلام کرده که «زیرساخت این کار یعنی ماهواره ناهید را در مدار داریم» و برای اتصال به شبکه جهانی «باید ۴۰ تا ۵۰ ماهواره مثل ماهواره ناهید در مدار داشته باشیم». این یعنی ایران از یک سو با محدودیتهای داخلی مواجه است و از سوی دیگر به دنبال راهحلهای خارجی است. همانطور که در تحلیل پرداخت NFC در ایران نیز اشاره شد، وابستگی به فناوری خارجی در هر حوزهای، «حاکمیت» را «گروگان» میگیرد.
🔌 زیرساخت ایران؛ سیم مسی منسوخ و فیبر نوری ناکافی
وضعیت زیرساخت ارتباطی ایران، تصویر پیچیدهای را نشان میدهد. وزیر ارتباطات اعلام کرده که «از ۸ میلیون پوشش فیبر نوری به بیش از ۱۱ میلیون پوشش رسیدهایم» و «رشد بیش از ۵۰۰ درصدی در اتصال کاربران» رخ داده است. اما در همان زمان، اعتراف کرده که «نسبت ترافیک ثابت به سیار حدود ۲۰ به ۸۰ درصد است» و این «در سطح بینالمللی و استاندارد جهانی توصیه نمیشود».
مدیرکل ارتباطات خراسان رضوی نیز تأکید کرده که «حدود ۸۰ درصد از ترافیک اینترنت بر شبکه موبایل استوار است» در حالی که «استاندارد جهانی این شاخص، ۷۰ درصد شبکه ثابت و ۳۰ درصد اینترنت موبایل است». این یعنی ایران در «شبکه ثابت» عقبماندگی ساختاری دارد و «شبکه سیار» بار اصلی را به دوش میکشد.
«کابل مسی منسوخ» و «فیبر نوری ناکافی» دو گلوگاه اصلی هستند. وزیر ارتباطات صریحاً گفته که «اگر حوزه ارتباطات برای سرمایهگذار جذابیت اقتصادی نداشته باشد، سرمایهگذاری جدید رخ نخواهد داد». این یعنی «عدم سرمایهگذاری» یک «انتخاب» بوده، نه یک «اجبار». ایران سالهاست «سقف توسعه زیرساختهای نوین ارتباطات را به کفش متصل کرده» و مردم «حجم وسیعی» امکان دریافت این نو ارتباطات را ندارند. همانطور که در تحلیل توسعه زیرساخت اینترنت ایران نیز هشدار داده شد، «کابل مسی منسوخ شده، فیبر نوری کند پیش میرود» و این «عقبماندگی» به یک «بحران راهبردی» تبدیل شده است.

🌐 استارلینک و اینترنت ماهوارهای؛ چرا ایران منتظر چنین رویدادی بود؟
در سالهای اخیر، «استارلینک» به «گزینهای جدی» برای «دور زدن محدودیتهای اینترنتی» در ایران تبدیل شده است. گزارشها نشان میدهد که «بیش از ۵۰ هزار ترمینال استارلینک» در ایران وجود دارد و «شبکههای مخفی» در حال «قاچاق» این تجهیزات به داخل کشور هستند. «سازمان حقوق بشری ویتنس» در ژانویه ۲۰۲۶ برآورد کرده بود که «دستکم ۵۰ هزار ترمینال استارلینک در ایران وجود دارد».
«قانونی» که استفاده، خرید یا فروش دستگاههای استارلینک را «با مجازاتی تا دو سال زندان» همراه کرده، نتوانسته است «جلوی گسترش» این فناوری را بگیرد. «وزیر ارتباطات» خود اعتراف کرده که «۱۰۰ هزار آیپی استارلینک در شبکه داخلی رؤیت شده است». این یعنی «حاکمیت» عملاً «کنترل» خود را بر «فضای سایبری» از دست داده است.
«عدم سرمایهگذاری حکومت» در «زیرساخت داخلی» بدین معنی است که ایران «منتظر چنین رویدادی بود». «راسوت» بهعنوان یک «جایگزین» برای «استارلینک» میتواند «گزینهای» برای «حاکمیت» باشد تا «کنترل» خود را «بازگرداند». اما «پارادوکس» اینجاست که «همان حاکمیت» با «محدودیتها» و «فیلترینگ»، «مردم» را به «استارلینک» «سوق داده است».
و اینجا «دست استعمار» نمایان میشود. «مهرههای آمریکا و غرب» — همان «پهلویدوستان» و «امسالهم» — از یک سو «استارلینک» را «ترویج» میکنند و از سوی دیگر، «مهرههای روسیه و چین» — همان «طرفداران این دو کشور» — «راسوت» را «جایگزین» «معرفی میکنند». «نتیجه»، یک «بازی» است که در آن «ایران» «مهره» است، نه «بازیگر».
🛰️ چرا ایران خودش ماهواره ایستا پرتاب نکرد؟
پرسش کلیدی این است: «چرا ایران با پرتاب چند ماهواره ایستا روی ایران، خودش این نیاز را برطرف نکرد؟» پاسخ در «هزینه»، «فناوری» و «اراده سیاسی» نهفته است. «ماهوارههای ایستا» (Geostationary) در «مدار ۳۶ هزار کیلومتری» قرار میگیرند و میتوانند «پوشش گستردهای» فراهم کنند. اما «هزینه» «ساخت، پرتاب و نگهداری» این ماهوارهها «بسیار بالا» است.
«رئیس پژوهشگاه فضایی ایران» اعلام کرده که «منظومه ماهوارهای بالای یک میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز دارد». «ایران» در «حال حاضر» سالانه «۶ ماهواره مختلف» پرتاب میکند، اما «برای اتصال به شبکه جهانی» به «۴۰ تا ۵۰ ماهواره» نیاز دارد. «ساخت و پرتاب» این «منظومه» «سالها» زمان میبرد و «نیازمند» «سرمایهگذاری هنگفت» و «تخصص بینالمللی» است.
«ماهواره ناهید» بهعنوان «نخستین ماهواره مخابراتی ایران» در «مدار ۵۰۰۰ کیلومتری» قرار گرفته و «نخستین تماس تلفنی» از طریق آن «برقرار شده است». اما «ناهید» یک «ماهواره واحد» است، نه «منظومهای» که «کل ایران» را «پوشش» دهد. «ایران» برای «رفع این نیاز» به «چندین ماهواره ایستا» نیاز دارد که «هزینه» و «زمان» «قابل توجهی» میطلبد. اما «چرا» این «سرمایهگذاری» «انجام نشد»؟ پاسخ در «منافع» «مهرهها» نهفته است: «وابستگی» به «خارج» برای «مهرهها» «سودآورتر» از «استقلال» است.
🔒 امنیت اطلاعات؛ چرا برای ایرانیان قابل درک نیست؟
پرسش «چرا امنیت اطلاعات برای ایرانیان قابل درک و اهمیتسنجی نیست؟» یک «پرسش چندلایه» است. «لایه اول»، «سواد دیجیتال» است. «بسیاری از کاربران» «تفاوت» بین «استارلینک» و «اینترنت داخلی» را «نمیدانند» و «نمیدانند» که «دادههایشان» از «چه مسیری» «عبور» میکند. «لایه دوم»، «منافع» است. «برخی» از «واردکنندگان» و «فروشندگان» «استارلینک» «منافع اقتصادی» «قابل توجهی» دارند و «ترجیح میدهند» «مردم» از «این فناوری» «استفاده کنند».
«لایه سوم»، «اعتماد» است. «مردم» به «زیرساخت داخلی» «اعتماد» ندارند، زیرا «سالها» «تجربه» «قطعی»، «فیلترینگ» و «کندی» داشتهاند. «استارلینک» بهعنوان یک «گزینه خارجی»، «ممکن است» «امنتر» به نظر «برسد»، حتی اگر «دادهها» از «مسیرهای ناامن» «عبور کنند». «لایه چهارم»، «سواد رسانهای» است. «رسانههای وابسته» به «جریانهای خاص»، «استارلینک» را «راهحل» «معرفی میکنند» و «خطرات» آن را «نادیده میگیرند».
«مسئول» این «وضعیت»، «ترکیبی» از «منافع» و «سواد» است. «منافع» «اقتصادی» و «سیاسی» «برخی گروهها» مانع از «سرمایهگذاری» در «زیرساخت داخلی» میشود. «سواد» «پایین» «کاربران» باعث میشود که «خطرات» «استارلینک» را «نادیده بگیرند». «نتیجه»، یک «چرخه» است که در آن «مردم» از «یک سو» به «استارلینک» «پناه میبرند» و از «سوی دیگر»، «حاکمیت» با «محدودیتها» «زمینه» را برای «گسترش» آن «فراهم میکند».

🌍 دولت مخفی مهرهها؛ چرا ایران در اکثر حوزهها مستقل نیست؟
«مهرههای استعمار» — چه «مهرههای آمریکا و غرب» و چه «مهرههای روسیه و چین» — «قدرت مالی بینهایتی» دارند و «خودشان یک دولت مخفی» هستند. این «دولت مخفی» با «نفوذ» در «ساختار قدرت»، «تصمیمگیریهای کلان» را «هدایت» میکند. «نتیجه»، «عدم استقلال» ایران در «اکثر حوزهها» است: «ارتباطات»، «انرژی»، «پرداخت»، «دفاع» و «اقتصاد».
در «حوزه ارتباطات»، «مهرههای غرب» «استارلینک» را «ترویج» میکنند و «مهرههای شرق» «راسوت» را «جایگزین» «معرفی میکنند». در «حوزه انرژی»، «مهرهها» از «یک سو» «موتور برق» و «پنل خورشیدی» «وارد» میکنند و از «سوی دیگر»، «قطعی برق» و «گاز» را «مدیریت» میکنند. در «حوزه پرداخت»، «مهرهها» با «واردات تجهیزات خارجی»، «استقلال» «صنعت پرداخت» را «تضعیف» میکنند. همانطور که در تحلیل چرا ایران در فینتک و پرداخت تولیدکننده نیست؟ اشاره شد، «وابستگی به تجهیزات وارداتی» یک «خطر راهبردی» است.
«دولت مخفی مهرهها» نه «مشروعیت» دارد و نه «پاسخگویی». این «دولت» با «قدرت مالی» «بینهایت»، «رسانهها» را «میخرد»، «سیاستمداران» را «هدایت» میکند و «افکار عمومی» را «مهندسی» میکند. «نتیجه»، یک «استعمار نوین» است که در آن «ایران» «مستقل» به نظر «میرسد»، اما در «واقع» «گروگان» «مهرهها» است.
🎯 جمعبندی
«راسوت» بهعنوان «کپی روسی-چینی استارلینک»، «گزینهای» برای «ایران» است تا «کنترل» خود را بر «فضای سایبری» «بازگرداند». اما «پارادوکس» اینجاست که «همین حاکمیت» با «محدودیتها» و «فیلترینگ»، «مردم» را به «استارلینک» «سوق داده است». «عدم سرمایهگذاری» در «زیرساخت داخلی»، «ایران» را «منتظر» چنین «رویدادی» کرده است. «مردم» «امنیت اطلاعات» را «جدی نمیگیرند»، زیرا «سواد» «کافی» ندارند و «منافع» «برخی گروهها» «مانع» از «شفافسازی» میشود.
«راهحل» «واقعی»، «سرمایهگذاری» در «ماهوارههای ایستا» و «فیبر نوری» است، نه «وابستگی» به «شبکههای خارجی». «ایران» باید «استقلال ارتباطی» خود را «تضمین» کند، «پیش از آنکه» «حاکمیت سایبری» خود را «کاملاً» از «دست» «بدهد». اما «مهرههای استعمار» — چه «غربی» و چه «شرقی» — «منافع» «خود» را در «وابستگی» ایران «میبینند»، نه «استقلال» آن. «دولت مخفی مهرهها» با «قدرت مالی» «بینهایت»، «ایران» را در «همه حوزهها» «گروگان» «گرفته است». «استقلال» «واقعی»، «تنها» با «آگاهی» «مردم»، «شفافیت» «رسانهها» و «اراده» «سیاسی» «مستقل» «ممکن» است. «جهان در حال تغییر است»؛ و در این «تغییر»، «ایران» یا «استقلال» خود را «بازیابد» یا «برای همیشه» «مهره» «باقی» «میماند».



