🔥 اصلاحطلبان و تجارت ترس؛ چگونه از جهل مردم پول درمیآورند؟

در سالهای اخیر، الگویی تکرارشونده در سپهر سیاسی و اقتصادی ایران شکل گرفته است: ابتدا یک «بحران» — قطعی برق، قطعی گاز، یا پیشبینی یک «زمستان سخت» — اعلام میشود. سپس، در فاصلهای کوتاه،…
در سالهای اخیر، الگویی تکرارشونده در سپهر سیاسی و اقتصادی ایران شکل گرفته است: ابتدا یک «بحران» — قطعی برق، قطعی گاز، یا پیشبینی یک «زمستان سخت» — اعلام میشود. سپس، در فاصلهای کوتاه، «راهحل» نیز ارائه میشود: موتور برق، UPS، پنل خورشیدی، بخاری برقی. آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار میگیرد، «منطق سرمایهداری» پشت این چرخه است: چگونه یک «شاخه سیاسی» از «ترس» و «جهل» مردم، «پول» درمیآورد؟ و چگونه «قدرت دولتی» به «ابزار فروش» تبدیل میشود؟
⚡ چرخه ترس؛ از قطعی برق تا فروش موتور برق
«قطعیهای گسترده برق» در تابستان ۱۴۰۴، یکی از «آزمونهای واقعی» برای اقتصاد ایران بود. در شرایطی که «کمبود برق» به «تعطیلی ادارات» و «خاموشیهای برنامهریزیشده» منجر شد، «بازار موتور برق، UPS و پنل خورشیدی» با «رونق بیسابقهای» روبرو شد. یک شرکت فعال در حوزه «انرژی خورشیدی» تأسیسشده در سال ۱۳۹۴، در «دیماه ۱۴۰۴» شاهد «رشد چشمگیر» فروش خود بود. اما نکته مهم اینجاست که این «رونق»، نه «نتیجه یک سیاست انرژی پایدار»، بلکه «نتیجه یک بحران مدیریتشده» بود.
«آمار رسمی» نشان میدهد که «واردات پنل خورشیدی» در سال ۱۴۰۴ «دو برابر» شد و به «۸.۲۳ میلیارد دلار» رسید. این «افزایش»، نه «نتیجه یک برنامه بلندمدت»، بلکه «واکنش به یک بحران فوری» بود. «کمبود برق» به «فرصتی» برای «واردکنندگان» و «فروشندگان» تبدیل شد که با «تبلیغات» و «ایجاد ترس»، «مردم» را به «خرید راهحلهای گرانقیمت» «ترغیب» کنند.
❄️ زمستان ۱۴۰۵؛ سناریوی «الکانترینو» و فروش بخاری برقی
در «پاییز ۱۴۰۵»، سناریوی مشابهی در حال «تکرار» است. «اخبار» از «قطع گاز در مازندران» و «پیشبینی زمستانی سرد» خبر میدهند. «الکانترینو» — یک «پدیده اقلیمی» که در «رسانهها» به «عصر یخبندان» «تفسیر» شده — به «ابزاری» برای «ترساندن مردم» و «ترغیب» آنها به «خرید بخاری برقی» تبدیل شده است. اما «حقیقت علمی» ماجرا چیست؟
«مطالعات اقلیمی» نشان میدهد که «الکانترینو» در «ایران» به «گرمای زمستانی» منجر میشود، نه «سرمای شدید». یک «مطالعه» در «ژانویه ۲۰۲۴» نشان داد که «الکانترینو» در «ایران» با «گرمای بیسابقه» و «خشکی» همراه بود، نه «سرمای شدید». «دما» در «ژانویه ۲۰۲۴» تا «۴ درجه سانتیگراد» «بالاتر» از «میانگین» بود. این «واقعیت علمی»، کاملاً «مغایر» با «سناریوی» است که «رسانهها» از «الکانترینو» «ترسیم» میکنند.
«تناقض» اینجاست که «رسانههای وابسته» به «جریان اصلاحطلب»، «الکانترینو» را به «عصر یخبندان» «تفسیر» میکنند، در حالی که «شواهد علمی» «خلاف» آن را نشان میدهد. «هدف» این «تحریف»، «ایجاد ترس» و «هدایت» مردم به «خرید» «بخاری برقی» و «تجهیزات گرمایشی» است.

💰 اقتصاد ترس؛ چگونه «جهل» به «پول» تبدیل میشود؟

«منطق سرمایهداری» پشت این «چرخه ترس» را میتوان در چند «لایه» تحلیل کرد. «لایه اول»، «ایجاد نیاز مصنوعی» است. «مردم» بهطور «طبیعی» به «گرمایش» و «برق» «نیاز» دارند. اما «ترس» از «سرمای کشنده» یا «خاموشی مرگبار»، این «نیاز» را به «اضطرار» تبدیل میکند. «اضطرار»، «قیمت» را «بیمعنا» میکند. «مردم» حاضرند «هر قیمتی» برای «بقا» «بپردازند».
«لایه دوم»، «تبدیل بحران به فرصت» است. «شرکتهای فروش موتور برق، UPS و پنل خورشیدی»، «بحران» را «فرصت» میبینند. «تبلیغات» در «رسانهها» و «شبکههای اجتماعی»، «ترس» را «تقویت» میکند. «مردم» به «خرید» «ترغیب» میشوند، «بدون» آنکه «بدانند» «بحران» «چقدر» «واقعی» است و «چقدر» «ساختگی».
«لایه سوم»، «پیوند با قدرت دولتی» است. «اصلاحطلبان» — که «رسانه» و «ارتباطات» در «اختیار» آنهاست — «بحران» را «برجسته» میکنند. «قدرت دولتی» — که «مجوز» و «قدرت» در «اختیار» آنهاست — «زمینه» را برای «فروش» «فراهم» میکند. «نتیجه»، یک «چرخه» است که در آن «ترس» به «پول» و «پول» به «قدرت» تبدیل میشود.
🏛️ نقش قدرت دولتی؛ از «مجوز» تا «تبلیغ»
«نقش قدرت دولتی» در این «چرخه»، «کلیدی» است. «دولت» نه فقط «مجوز» «فروش» و «واردات» را «صادر» میکند، بلکه با «سیاستهای» خود، «بحران» را «مدیریت» میکند. «قطع گاز در مازندران» — اگر «واقعی» باشد — «نتیجه» «مدیریت ناکارآمد» یا «تصمیم سیاسی» است. «قطع برق» — اگر «برنامهریزیشده» باشد — «فرصتی» برای «فروش» «موتور برق» ایجاد میکند.
«حقیقت» این است که «ایران» با «کمبود مزمن انرژی» روبروست. «مطالعات» نشان میدهد که «زمستانها» در «ایران» «گرمتر» میشوند و «مصرف انرژی» «افزایش» مییابد. «دولت» بهجای «سرمایهگذاری» در «زیرساخت»، «بحران» را «مدیریت» میکند. «مدیریت بحران»، «فرصتی» برای «رانت» و «فروش» «راهحلهای گرانقیمت» ایجاد میکند. «اصلاحطلبان» — که «رسانه» در «اختیار» آنهاست — «ترس» را «تبلیغ» میکنند. «نتیجه»، یک «چرخه» است که در آن «مردم» «هزینه» آن را «میپردازند».
🧠 جهل مرکب؛ چرا مردم فریب میخورند؟
«موفقیت» این «چرخه» به «جهل» «مردم» «بستگی» دارد. «جهل» در اینجا، نه «نادانی ساده»، بلکه «جهل مرکب» است: «مردم» نمیدانند که «نمیدانند». «رسانهها» با «بمباران اطلاعاتی»، «واقعیت» را «تحریف» میکنند. «مردم» «باور» میکنند که «الکانترینو» «عصر یخبندان» است، در حالی که «علم» «خلاف» آن را «میگوید». «مردم» «باور» میکنند که «موتور برق» «راهحل» است، در حالی که «ریشه» «مشکل» «مدیریت» است.
«راهحل» «واقعی»، نه «خرید» «تجهیزات»، بلکه «مطالبهگری» «زیرساخت» است. «مردم» باید «بدانند» که «بحران انرژی»، «نتیجه» «تصمیمهای سیاسی» است، نه «قضا و قدر». «مردم» باید «بدانند» که «ترس»، «ابزار» «فروش» است، نه «واقعیت». «آگاهی»، «تنها» «راه» «شکستن» این «چرخه» است.
🎯 جمعبندی
«اصلاحطلبان» در «دولتهای مختلف»، از «ترس» و «جهل» «مردم» «پول» درآوردهاند. «چرخه» «قطعی برق» و «فروش موتور برق»، «قطع گاز» و «فروش بخاری برقی»، و «ترس از الکانترینو» و «فروش تجهیزات گرمایشی»، «نمونههایی» از این «راهبرد» است. «قدرت دولتی» با «مدیریت بحران»، «زمینه» را «فراهم» میکند. «رسانهها» با «تبلیغ ترس»، «مردم» را «هدایت» میکنند. «نتیجه»، یک «اقتصاد ترس» است که در آن «سرمایه» از «جهل» «تغذیه» میکند. «آگاهی»، «تنها» «راه» «شکستن» این «چرخه» است. «مردم» باید «بپرسند»: «این بحران، «واقعی» است یا «ساختگی»؟ و «چه کسی» از آن «سود» میبرد؟»



