🎭 اتحاد نمایشی؛ روسیه و چینی که ایران ضعیف را میپسندند

ایران تهدید کرده است که از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خارج میشود. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در مصاحبه با الجزیره اعلام کرده که «خروج از NPT در پاسخ به…
ایران تهدید کرده است که از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خارج میشود. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در مصاحبه با الجزیره اعلام کرده که «خروج از NPT در پاسخ به تهدیدهای نظامی و سیاسی آمریکا و اسرائیل ممکن است». اما نکته عجیب ماجرا اینجاست که روسیه نیز در همین بحبوحه، ایران را تهدید کرده است. این «تهدید دوطرفه» در ظاهر متناقض به نظر میرسد: چرا متحدی که در کنار ایران ایستاده، خودش را تهدید میکند؟
پاسخ در یک واقعیت تلخ نهفته است: روسیه و چین بههیچوجه خواهان ایرانِ قوی نیستند. آنها ایران را بهعنوان یک «ابزار» میخواهند، نه بهعنوان یک «متحد». ایرانِ ضعیف، برای مسکو و پکن مفیدتر از ایرانِ قوی است. ایرانِ ضعیف، وابسته میماند، امتیاز میدهد، و در چارچوب «محور شرقی» میماند بدون آنکه توانایی چانهزنی مستقل داشته باشد. اما پشت پرده این «اتحاد نمایشی»، سناریویی خطرناکتر نهفته است: اگر ایران از NPT خارج شود، ممکن است شاهد «اتحاد تاکتیکی آمریکا و روسیه» باشیم — اتحادی که ایران را به «قربانی مشترک» دو قدرت رقیب تبدیل میکند. این مقاله، پشت پرده این «اتحاد نمایشی» و «سناریوی NPT» را موشکافی میکند.
🎭 اتحاد نمایشی؛ وقتی «محور شرقی» فقط یک «تصویر» است
روسیه و چین سالهاست که ایران را بهعنوان بخشی از «محور شرقی» و «نظم چندقطبی» معرفی میکنند. در اجلاسهای شانگهای، بریکس، و نشستهای سهجانبه، همواره تأکید میشود که تهران، مسکو و پکن در برابر «هژمونی غرب» متحد هستند. اما وقتی بحران واقعی آغاز میشود — مانند حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶ — این «اتحاد» به یک «بیانیه دیپلماتیک» تقلیل مییابد.
روسیه و چین، بهجای اقدام عملی، فقط «بیانیه محکومیت» صادر کردند. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، ترور رهبر ایران را «قتل بدبینانه» خواند و پیام تسلیت فرستاد. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، آن را «کشتار آشکار یک رهبر مستقل» نامید. اما هیچکدام، حتی یک «اقدام عملی» — از ارسال سلاح تا اعمال فشار اقتصادی متقابل — انجام ندادند. این «فاصله بین لفاظی و ظرفیت نهادی»، دقیقاً همان چیزی است که یک تحلیلگر آن را «توهم شانگهای» نامیده است: یک ادعای هنجاری برای جایگزینی نظام غربی، اما «همبستگی محدود در لحظه بحران».
برخی ادعاها نیازمند شواهد و اثبات منابع دارد. اما آنچه از رفتار عملی روسیه و چین در بحرانهای اخیر برمیآید، یک الگوی روشن را نشان میدهد: «حمایت لفظی حداکثری، اقدام عملی حداقلی.» این الگو، نه یک «اشتباه تاکتیکی»، بلکه یک «استراتژی آگاهانه» است.
⚖️ چرا ایرانِ ضعیف برای روسیه و چین «سودآورتر» است؟
پاسخ به این پرسش را باید در «منطق قدرت» جستوجو کرد. روسیه و چین، برخلاف آمریکا، «متحد» نمیسازند؛ آنها «وابسته» میسازند. یک تحلیل بنیادین نشان میدهد که چین، برخلاف آمریکا که «شبکهای از متحدان با تضمینهای امنیتی» ایجاد کرده، «شریکهایی» میسازد که بر «تجارت، سرمایهگذاری و فروش تسلیحات» بنا شدهاند و «از درگیر شدن در درگیریهای پرهزینه خارج از آسیای شرقی اجتناب میکنند».
ایرانِ قوی، برای روسیه و چین یک «رقیب» است. ایرانِ قوی، میتواند در بازار انرژی، «رقیب» عربستان و روسیه شود. ایرانِ قوی، میتواند در «کریدور شمال-جنوب» و «جاده ابریشم» مستقل عمل کند. ایرانِ قوی، میتواند در «بازار تسلیحات» به یک «رقیب» تبدیل شود. اما ایرانِ ضعیف، «مشتری» است: مشتری نفت، مشتری سلاح، مشتری حمایت دیپلماتیک. ایرانِ ضعیف، «بازار» است، نه «رقیب».
روسیه، بهطور خاص، از «ایرانِ ضعیف» سود میبرد. ایران، در «کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب» (INSTC) نقش کلیدی دارد — کریدوری که روسیه را به بازارهای اقیانوس هند متصل میکند. اگر ایران قوی باشد، میتواند بر «قیمت ترانزیت» و «شرایط دسترسی» چانهزنی کند. اگر ایران ضعیف باشد، روسیه میتواند «شرایط خود» را تحمیل کند.
🛡️ «حمایت از ایران» بهعنوان ابزار فشار بر آمریکا

روسیه و چین، از «ایران» بهعنوان «ابزار فشار» بر آمریکا استفاده میکنند، نه بهعنوان «متحد» که باید از آن «دفاع» کنند. یک تحلیل از اندیشکده «کارنگی» بهصراحت مینویسد: «روسیه و چین، در ساعت نیاز ایران، به کمک آن نشتافتند. مسکو و پکن، حمله واشنگتن را محکوم کردند و خواستار نشست فوری شورای امنیت شدند — اما این اقدامات، با عمق قبلی روابط سهجانبه کاملاً نامتناسب بود».
منطق «ابزار فشار» این است: روسیه و چین، از «تنش» در خاورمیانه سود میبرند، اما از «جنگ تمامعیار» سود نمیبرند. «تنش» باعث افزایش «قیمت نفت» میشود که به نفع روسیه است. «تنش» باعث «انحراف توجه آمریکا» از اوکراین و تایوان میشود که به نفع مسکو و پکن است. اما «جنگ تمامعیار» میتواند «قیمت نفت» را از کنترل خارج کند، «زنجیرههای تأمین» را مختل کند، و «اقتصاد جهانی» را به رکود ببرد که به ضرر چین است.
یک تحلیل دیگر، این استراتژی را «مداخله نرم» مینامد: «حمایت سیاسی و دیپلماتیک، برای تضعیف اجماع غرب؛ گسترش کانالهای تجاری، برای جلوگیری از فروپاشی ناگهانی اقتصاد ایران؛ و همکاری فنی و نظامی غیرمستقیم، برای افزایش هزینه رویارویی برای آمریکا». هدف، نه «نجات ایران»، بلکه «زنده نگه داشتن تنش» است — نه «پیروزی ایران»، نه «فروپاشی ایران»، بلکه «درد مزمن» برای آمریکا.
☢️ سناریوی خروج از NPT؛ وقتی «قربانی» به «تهدید مشترک» تبدیل میشود
تهدید ایران به «خروج از NPT»، یک «ابزار چانهزنی» است، اما این «ابزار» میتواند به یک «بومرانگ» تبدیل شود. اگر ایران واقعاً از NPT خارج شود، سناریویی که در محافل راهبردی مطرح میشود، «اتحاد تاکتیکی آمریکا و روسیه» علیه ایران است — اتحادی که در آن، دو قدرت رقیب، «منافع مشترک» خود را در «جلوگیری از ایران هستهای» پیدا میکنند.
روسیه، برخلاف تصور رایج، «ایران هستهای» را بههیچوجه نمیخواهد. یک تحلیل نشان میدهد که «روسیه، نگران است که ایرانِ “خروجکرده از NPT”، “غیرقابل کنترل” شود و “بحران هستهای” جدیدی ایجاد کند که “منافع روسیه” را به خطر بیندازد». روسیه، در «شورای امنیت»، بارها تأکید کرده که «هرگونه تسلیح ایران به سلاح هستهای، تهدیدی برای امنیت منطقeای و جهانی است». این «نگرانی»، نه یک «موضع اخلاقی»، بلکه یک «محاسبه راهبردی» است: ایرانِ هستهای، میتواند «تعادل قدرت» در خاورمیانه را بههم بزند و «نفوذ روسیه» را در «بازار انرژی» و «بازار تسلیحات» کاهش دهد.
آمریکا نیز، از «ایرانِ هستهای» بهعنوان «تهدید وجودی» یاد میکند. اگر ایران از NPT خارج شود، آمریکا میتواند «اجماع بینالمللی» علیه ایران ایجاد کند — اجماعی که در آن، روسیه و چین نیز «بهناچار» به آن میپیوندند. در این سناریو، «اتحاد تاکتیکی آمریکا و روسیه» نه یک «توطئه پنهان»، بلکه یک «پیامد منطقی» از «منافع مشترک» است: هر دو، «ایرانِ هستهای» را «تهدید» میدانند.
یک نماینده مجلس، هشدار داده است: «خروج از NPT در شرایطی که ایران به دنبال سلاح هستهای نیست، تنها به از دست دادن متحدانی چون چین و روسیه منجر خواهد شد». این «هشدار»، نه یک «موضع ضعف»، بلکه یک «واقعگرایی راهبردی» است: ایران، با خروج از NPT، «کارتهای خود» را «سوزانده» و «دشمنان خود» را «متحد» میکند.
🇷🇺 روسیه؛ از «شریک استراتژیک» تا «تماشاگر بیتفاوت»

روسیه، بیش از چین، به ایران «نزدیک» است. از زمان تهاجم روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲، دو کشور «توافق مشارکت استراتژیک» امضا کردهاند، روابط نظامی را تقویت کردهاند، و در «دور زدن تحریمهای غربی» همکاری کردهاند. ایران، پهپادهای «شاهد-۱۳۶» به روسیه فروخته است. روسیه، «جتهای آموزشی، هلیکوپترهای تهاجمی، خودروهای زرهی و تفنگ» به ایران فروخته است.
اما وقتی ایران به کمک واقعی نیاز داشت — در حمله فوریه ۲۰۲۶ — روسیه «تماشاگر» بود. یک تحلیل از «رویترز» مینویسد: «روسیه و چین، با خویشتنداری، محاسبات سرد خود را نشان دادند: مداخله در حمایت از ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، هزینهبردار، کمبازده و پرخطر است». یک مقام روسی، بهصراحت گفته است: «تنش در ایران و خلیج فارس، توجه را از جنگ اوکراین منحرف کرده — این واقعیت است. بقیه چیزها، فقط احساسات نسبت به یک متحد شکستخورده است».
روسیه، بهاندازهای که به ایران «نزدیک» میشود، به «عربستان سعودی» و «امارات» نیز نزدیک میشود. یک تحلیل نشان میدهد که «روسیه، با حمایت مستقیم از ایران، عربستان سعودی و اسرائیل را از خود دور میکند — این چیزی نیست که پوتین بخواهد». روسیه، به «نفت» عربستان نیاز دارد، به «سرمایه» امارات نیاز دارد، و به «تنشزدایی» با اسرائیل نیاز دارد. ایرانِ ضعیف، برای روسیه «قربانی قابل قبولی» است که میتواند در «معامله بزرگ» با غرب، آن را «معاوضه» کند.
🇨🇳 چین؛ «شریک تجاری» که هرگز «متحد» نبود
چین، برخلاف روسیه، هیچگاه «روابط نظامی» عمیقی با ایران نداشته است. یک تحلیل از «کارنگی» تأکید میکند: «انتظار اینکه چین از ایران حمایت نظامی کند، همیشه معیوب بوده است. چین، “آمریکای جدید” نیست، و ایدههای بسیار متفاوتی درباره نحوه عمل مؤثر در جهان مدرن دارد».
چین، ایران را بهعنوان «منبع نفت» میبیند. حدود ۴۵٪ از واردات نفت چین از «تنگه هرمز» عبور میکند. اما چین، بهجای «دفاع از ایران» در برابر محاصره دریایی، «ذخایر استراتژیک» خود را «تقویت کرده» و «نفت ایران را در نفتکشها و تأسیسات ذخیرهسازی نگه داشته است». چین، بهجای «حمایت نظامی»، «راهحل دیپلماتیک» پیشنهاد میدهد — راهحلی که «هیچ هزینهای» برای پکن ندارد.
چین، حتی از «بحران ایران» بهعنوان «فرصت» استفاده میکند. یک تحلیل مینویسد: «چین میتواند تماشا کند که ارتش آمریکا از آسیای شرقی دور میشود، انبارهای تسلیحاتی خود را مصرف میکند، و واشنگتن را در یک “باتلاق” جدید غرق میبیند. این اطلاعات، به پکن کمک میکند تا درباره “تایوان” و “دریای چین جنوبی” بهتر فکر کند». چین، ایران را «قربانی» میکند تا «آمریکا را ضعیف کند».
🎯 جمعبندی
«اتحاد» روسیه و چین با ایران، یک «اتحاد نمایشی» است که در «بیانیههای دیپلماتیک» خلاصه میشود. روسیه و چین، ایران را بهعنوان «ابزار فشار» بر آمریکا میخواهند، نه بهعنوان «متحد» که باید از آن دفاع کنند. ایرانِ ضعیف، برای مسکو و پکن «سودآورتر» است: وابسته میماند، امتیاز میدهد، و در «محور شرقی» میماند بدون «توانایی چانهزنی مستقل».
تهدید ایران به «خروج از NPT» و «تهدید متقابل روسیه»، نشاندهنده «تنش درونی» این «اتحاد نمایشی» است. روسیه، نگران است که ایرانِ «خروجکرده از NPT»، «غیرقابل کنترل» شود و «بحران هستهای» جدیدی ایجاد کند که «منافع روسیه» را به خطر بیندازد. روسیه، ایران را «تهدید» میکند تا در «چارچوب» بماند. و اگر ایران واقعاً از NPT خارج شود، سناریوی «اتحاد تاکتیکی آمریکا و روسیه» — دو قدرت رقیب که در «جلوگیری از ایران هستهای» «منافع مشترک» دارند — به یک «احتمال جدی» تبدیل میشود.
آینده ایران، به «هوشمندی راهبردی» آن بستگی دارد. ایران، باید بپذیرد که «متحد واقعی» ندارد — نه در شرق، نه در غرب. ایران، باید «تواناییهای خود» را «تقویت» کند و «وابستگی» به «قدرتهای بیگانه» را «کاهش» دهد. «اتحاد نمایشی» با روسیه و چین، «راهحل» نیست؛ «مسکن» است. و «مسکن»، «بیماری» را «درمان» نمیکند. تنها «راهحل واقعی»، «تقویت توان داخلی» و «دیپلماسی هوشمند» است — دیپلماسی که «وابسته» نباشد، «مستقل» باشد.



